ولی باید گفت حرف اگه بمونه همه چی می مونه دل ادم می گنده
حرف انسانو از دیگرها فرق می ده
بیاین حرف داشته باشیم بیاین بتونیم خودمونو بیان کنیم
قسم به حرف و انچه بیان می کنه
شما هم بیاین به این وادی
اومدید خوش اومدید
شب عید است عیدی باید آید
خودش گفته عنایت می گشاید
خدایا این شب مارا سحر کن
به عیدت چشم هارا پر گهر کن
بحق سکه ساعت یا که سنبل
دوا کن درد دلهای پراز گل
قلوب ودیده ی مارا ضیاءده
قسم برآن حبیبت توتیا ده
خدایا عیدیت حب حبیبت
به دلهای بشرآور طبیبت
به مهدیت قسم حالی نمانده
بشررا دیگر آن بالی نمانده
خدا
عیدی بده دیگر همه هیچ
همین عیدی روا باشد به هر پیچ
خدایا کی شود ساعت نه و ربع
که عیدی عافیت آرد به هر نوع
سال86 آغازش عید نبود در چهره مردم عید دیده نمی شد تبریک عید تبریک نومیدی بود . پاجایی می رفت سردرسکون اندیشه ،درسکون غم جا می ماند .اندیشه اسیر نیازهای ابتدایی بود .به دید وبازدید می رفتند بی روح بی عاطفه و بی انگیزه . نقش آدمهای خوشحال زیاد می شد . دراوج بی حالی ، نشان داده می شد که خوشحالند .
خنده تلخ من از گریه ......![]()
مسافرت ها می رفتند بی آنکه خودشان بروند از خویش و از خویش در می رفتند حساب دودوتاشان گل کرده بود آره سفر خیلی بصرفه بود لازم نبود شیرینی و تنقلات خریداری شود تا خرجشان پشت درآمد شان را به زمین براساند بعضی از ما زرنگ ها هم چونان شیران روباه نما ی بیشه زار های آمازون از ترس مورچه های زندگی برانداز نیمه های شب مخفیانه ظاهر می شدند و بعداز تهیه آذوقه به لانه های امن خویش می خزیدند وبر درب ورودی با یک جمله ادبی چنین می نگاشتند :
مسافرت تشریف داریم بعداز مراجعت برای احوالپرسی ما خدمت می رسیم
این احوالات کم وبیش اکثر ما بود دل شیر می خواست تا برای 5 عدد پرتقال مبلغ 18000ریال بپردازی و نیم قد بچه شکمو و فضولی به مادرش بدهد دومین پرتقال را پوست بکند پوست میزبان کنده می شد و از آن وخیم تر که ثواب هزار فحش و ناسزا برای میزبان داشت این بود که مهمان پررو سهم خویش را ببرد و این بردن به آن منظور می شدتا به مجموعه میوه های خانه اضافه شود تا از مهمانان دیگر پذیرایی شود و شاید همان میوه بوسیله صاحب اصلی آن به جای اولیه خویش بر می گشت مردم امسال چه اقتصادی شده بودند .
این احوال دم عید بود در بقیه ماه ها نیز وضع بهتری نداشتیم و زمانی به اوج رسید که سوخت سهمیه بندی شد بهانه برای گرانی آغاز گردید طلا بالا رفت نفت بالا رفت همه چیز بالا رفت مردم پایین آمدند حقوق بگیران مردند و خیال می کردند که زنده اند و مقامات رسمی علت اصلی تورم را پیدا کردند افزایش چند دزصدی حقوق باعث تورم در جامعه بود و این ادامه یافت تا امروز که در شرف تحویل سال جدید هستیم ولی کسی انگیزه آغاز سال نو را ندارد جز بازاریان محترم ، آرزو داریم که سیزدهمین ماه هر چند منحوس فرا می رسید و ادامه می یافت و از سال نو خبری نمی شد چرا که باز با خود بدبختی ،گرانی و بی رحمی را به همراه خویش خواهد آورد جالب بود دیگر در بانک کسی سراغ پول تازه را نمی گرفت از کدام در آمد می بایست عیدی داد
با همه این اوصاف ما آرزو داریم که سال آینده سال نیکو و میمون (نه سال موش ) برای همه باشد آرزو داریم خنده ها بی واسطه باشد .آرزو داریم در چهره ها باز امید موج بزند . آرزو داریم باز مردم با خود آشتی نمایند
آرزو داریم دیگر از خویش و از خویش نگریزند .
عید بر آنهایی که در طلب عید واقعی اند پیشاپیش مبارک باد![]()

اگه خواستی بیا ؟گذشتگان منتظر نموندند تا ما بیاییم یقیناْ ما هم نخواهیم ماند تا آنها بیان!
خوشا به حال اون که خودشو موندنی نمود من هم توهم شاید او هم بتونه ؟ بهتره امتحان کنیم
عاشق شدی اومدی خوش اومدی باش تا دولت صبحت بدمد !
مگه نمیشه کسی عاشق همه چیز بشه مگه او همه چیز نیست چرا باید در یک وادی به سراغ اورفت
یکی با هنر یکی با ادبیات یکی با مذهب یکی با منطق یکی بی منطق !
بگو منطق توچیه ؟ اینارا منطق می دونی. اگه میدونی ! نخواه منطق تورا قبول کنم !
اصلاْ دوست دارم با خودش به خودش برم این دیگه منطق تورا نمی خوات
امیدوارم نرنجی اگه هم برنجی! باعث نشه بجنگی
منتظر جوابت می مونم !؟

وي در سال 1335 به عنوان اولين رئيس كتابخانه ملي تبريز منصوب شد و در سال 1344 مسئوليت كتابخانه تربيت را بر عهده گرفت.
ايشان در سال 1353 بازنشسته شده و بيشترين اوقات فراغت خود را به تأليف و تصحيح متون و دواوين شعرا و تنظيم مقالات و گاهي به سرودن شعر گذرانيدند. كشف محل مقبرةالشعرا ، تصحيح و چاپ ديوان كمال خجندي براي نخستين بار در ايران از جمله اقدامات ارزشمند تحقيقي ادبي وي به شمار مي رود.
وي داراي تاليفات متعددي مي باشد كه عبارتند از:
1) «تذكره سخنوران آذربايجان» در دو مجلد به سال 1355_1357 شامل تراجم احوال و آثار 944 نفر سخنور آذربايجان
2) «سرايندگان شعر پارسي درقفقاز»
شامل تراجم احوال 228 شاعركه به سال 1370 توسط بنياد دكتر افشار در تهران چاپ شد.
3) «تحفة درويش»
مجموعه اي از اشعار وي شامل سه هزار بيت گزيده ي اشعار فارسي و تركي آذربايجاني و مجموعه ي سي و يك مقاله
4) تصحيح «ديوان كمال خجندي»
5) تصحيح «ديوان خيالي بخارايي»
6) «تصحيح روضه اطهار» تاليف ملا حشري تبريزي
وي داراي مقالات زيادي است كه در نشريات معتبر علمي كشور به چاپ رسيده اند. آقاي دولت آبادي در حال حاضر به كار تحقيق و تصحيح متون خطي و كتب چاپ سنگي ادامه مي دهد و عضو شورای علمی فرهنگی كتابخانه مركزي تبريز است.
فصلی از کتاب ماجرای بسیار تکان دهنده ای را نقل میکند که چگونه مردم تبریز برای فردی که خود را نماینده امام زمان میدانست جان نثاری میکردند و همه برای ظهور خود را آماده کرده بودند و دست آخر کاشف به عمل می آید که نماینده امام زمان این دفعه دیپلمات کارکشته انگلیسها از اب در می آید.








منبع :http://www.doctorshiri.com
عرب ها (عربستان )با عثمان طه هاشان قرآن را خوب می نویسند
مصری ها با قاریانشان ( عبدالباسط ها ) خوب قرائت می کنند
ما ایرانیان با شنیدن قرائت قرآن خوب الله الله می گوییم
و شاید سوئد ی ها ( اروپا ئی ها ) خوب به دستوراتش عمل می کنند
برداشت آزاد از مطلب اسدآبادی در مورد مسلمانی ما و اسلام اروپای ها![]()